خيلي سخت وارد واگن قطار ميشه. دو تا پاهاش در دو  جهت مختلف كنار هم قرار گرفتند و اين راه رفتن رو براش سخت كرده. دو تا  پلاستيك  تو دو تا دستهاي بي جونش و يه كيف كمري دور كمرشه. با كلي تلاش سعي ميكنه به ديگران بفهمونه كه مسواك اورال  بي وجا اسپندي ميفروشه. دوتا جا اسپندي ازش ميخرن. هر دو تا خانمي كه بهش ميگن يه جا اسفندي بده به سختي ميپرسه: مسواك؟

تعداد مسواكاي تو پلاستيكش بيشتر از تعداد جا اسپنديياشن. دارم دنبال پول خورد ميگردم كه  به سرعت ميره.

 كمتر  از يازده سالش بود. مطمئنم.