تعریف من از چشمانت تعریف تازه ای نیست .سارا!

 همان دومردم اصیل سنتی پا بر جا که در مبارزه تنگا تنگ گذراین همه ثانیه  تمام ملت های وجودم را به

 محاصره گرفته اند . همان  دو مردمی که با هیچ ریاضتی وبا هیچ فلسفه ومنطقی  استدلال نمی شوند.

  اصلا دلیلی ندارد این همه سال  سارا بودن. بودن با سارا.

 سارا بهار را به تو تبریک میگویم.

 آغاز گل داددنت در تمامی باغچه ها وباغ ها را/

  شکوفه ام! از حرارت وگرمای دستهای تو است که آبهای زمین برای بارشی دوباره به آسمان باز میگردند.  سارا زمین تشنه است.

 ...حرف تازه اي نيست. سارا! ببخش!

همان حرفهاي هميشگي  كه رسوب كرده اند در اعماق روحم وارديبهشت كه مي آيد نميتوانم به تجزيه دوباره اش نيانديشم.

 شدی معشوق اردیبهشتهایم. شدی سالی یک بار. شدی لباس قدیمی درون گنجه که اول اردیبهشت بر تن میکنم ودر اینه غرق میشوم.

 سارا سلام.